|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
خرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 جستجو
پیوندها
دهکده رویا
سید یاسمنگولی با حرفای قشنگش پخش زنده از حرم امام حسین(ع) کلام ناز دلبر(داداشم) یار همه شبهای امیدم خاتراط کلاح ظرد ملیکا و وبلاگ قشنگش ممتحن یه عالمه حرف قشنگ عشق هرگز نمی میرد(اورست) آقای علی عارفی با یه عالمه حرف نگفته کبوتر بال شکسته همیشه طرفداره عشق روز های عاشقی پویا (نوشته هایم برای تو) شعرهای ناب یاسر با وبلاگ زیبا پریسا با حرفهای قشنگ کودکانه حضرت عشق الهه باران هستی با حرفهای زیبا قاب ساز بابک با وبلاگ قشنگ someone با وبلاگ دوست داشتنی مهرداد و قابهای بلگفا الهه سامانی با دوستانه وفادار دل شکسته خواهر وبرادر خوب شیرین ترین شیرین دنیا آقا حبیب جون با وبلاگش پله پله تا ملاقات با خدا نسيم كوير يه اقا حامد ديگه زيبا ترين پنجره دنيا از مستانه وبلاگي از محمد احسان عزيز آتوسا با يه عالمه حرف قشنگ يكي از منتظران با روزهاي انتظار کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع سارا با حرفهاي طلوع وصال میم مثل مادر خاطرات باور نکردني يک حاج اقا :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
حرف دل
حرفایی از جنس بلور قطاری که به مقصد خدا میرفت
قطاري كه به مقصد خدا مي رفت.
كمي در ايستگاه دنيا ايستاد.
ستاره اي رو به جهانيان كرد گفت:
مقصدما خداست.كيست كه با ما سفر كند؟
كيست كه مي خواهد به عشق ابدي برسد؟
كيست كه باور كند دنيا ايستگاهي جز براي گذشتن نيست ؟
قرنها گذشت اما جز اندك كمي از آدمها سوار بر قطار ابدي نشدن
از جهان تا خدا هزار ايستگاه بود.
در هر ايستگاه كه قطار مي ايستاد كسي كم ميشد.
قطار ميگذشت سبك مي شد
چون سبكي قانون خداست!
قطار هميطور حركت ميكرد تا به بهشت رسيد.
ستاره دوباره صدا زد اينجا بهشت است!
هركه مي خواهد پياده شود.
اما ايستگاه آخر نيست.
مسافران بهشتي پياده شدند.
اما قطار از ايستگاه بهشت هم گذشت.
آنگاه خدا رو به مسافرانش كرد گفت:
درود بر شما راز من همين بودآنكه مرا مي خواهد
در ايستگاه بهشت پياده نخواهد شد
اما در ايستگاه آخر نه قطاري بود نه مسافري
باحال بود نه..........پس نظر یادتون نره |+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385 ساعت 10:50
زندگی را دوست دارم نه در قفس عشق را دوست دارم نه در هوس تورا دوست دارم تا آخرین نفس (نمی دانم عشق چیست اما دوست دارم از عشق بنویسم ) عشقی که در وجود همه است. بعضی زیاد بعضی کم بعضی مخفی بعضی اشکار اما نمی دانم این عشق ما را به کجا می برد به نا بودی...به هستی ... به نیستی.....؟ اما بعضیها شهوت را با عشق اشتباه می گیرند وتقدس عشق را زیر سوال می برند اما عشق شهوت نیست .... عشق دنیایی است که همه از ان بهره می گیرند ولی باز هم کم نمی شود. خیلی ها با عشق به همه جا می رسند بعضی ها با عشق در به در می شوند(عشق خیالی) اما نمی دانم من در این وادی عشق به کجا میرسم؟ شما چه طور ؟ |+|
|