تبليغاتX
حرف دل
حرف دل
حرفایی از جنس بلور
حسین کیست؟

             مي خواستم تورا خورشيد بنامم:

 

       از روشنايي منتشرت ديدم كه خورشيد

 

       سكه صدقه اي است كه تو هر روز صبح

 

               از جيب شرقيت در مي آوري

 

               دور سر عالم مي چرخاني

 

             و در صندوق مغرب مي اندازي.

 

               مي خواستم تورا ابر بنامم:

 

   از شدت كرامتت ديدم كه ابر دستمالي است.

 

 كه تو با آن عرق هاي آسمانيت را از جبين مي ستري.

 

    و بر پيشاني زمين هاي تب دار مي گذاري .

 

             مي خواستم توراآسمان بخوانم:

 

 از وسعت آبي نگاهت ديدم كه آسمان سجاده كوچكي است.

 

      كه تو براي عبادت مدامت زير پا مي افكني .

 

           مي خواستم تورا اقيانوس صدا كنم:

 

 از بي كرانگي ات ديدم كه اقيانوس جرعه آبي است.

 

    كه تو به لبهاي عطشناك زمين بخشيده اي.

 

            مي خواستم تورا نسيم لقب دهم:

 

  از لطف ومهربانيت ديدم كه نسيم فقط بازدم توست.

 

كه در فضاي قدسي فرشتگان تنفس مي كني  به اينجا رسيدم كه :

 

زيبا ترين و زيبنده ترين نام همان است كه خدا براي تو برگزيده است

 

   اي زيبا اي           حسين

 

                   

 

              راستی نظر یادتون نره

 

|+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیستم دی 1385 ساعت 19:51 |

محبت چیست

                         

سوالي كه بعضي وقتا بهش فكر مي كنم.

 

محبّتي كه تو دل آدم هست از كجا پيدا مي شه؟

 

اگه محبّت نبود عشقي هم وجود داشت؟

 

آيا عشق بدون محبّت معني داره؟

 

بعضي وقتا آدم به محبّت نياز داره.

 

آيا نيازش با عشق بر طرف مي شه؟

 

عشق خودش نياز به محبّت داره؟ 

 

فكر كنم عشق مقام محبّت را مي دونه.

 

مي دونه بدون محبّت خودش هم ارزش نداره.

 

كاش ما هم مثل عشق قدر محبّت را ميدونستيم

 

يا محبّت را به آدماي بد اخلاق

 

(وقتي باشون حرف ميزنه از زندگي سير ميشه)

 

 

هديه ميدادم

 

يا به مردمي كه با پول و...به جايي مي رسند.

 

ديگه كسي را نمي شناسند ديگه محبّت را درك نمي كنند

 

محبّت را هديه بدهيم.

 

به نظر من كسي كه محبّت نداره وجود خارجي نداره

 

زندگي بدون محبّت زندگي نيست .

 

 

يه نوع حيوانيته  آدمي كه نتونه محبّت كنه مريضه

 

پول .مقام.مدرك.ا...اينا هنر نيست.

 

تا به حال به چند نفرا محبّت  كرديم.

 

چند نفر را با محبّت خوبشون كرديم.

 

اينها مهمه تو زندگي....
 

 

از محبّت خارها گل مي شود.


اگه ميشد محبت را هديه داد به همتون محبّت را

 هديه ميدادم
 

راستي نظر گذاشتن هم يكي از اقسام محبّت اينترنتيه

|+| نوشته شده توسط حامد در سه شنبه دوازدهم دی 1385 ساعت 14:51 |

یاد شهدا بخیر

سلام بچه ها

  چند روز پیش ماجرایی برام پیش اومدخیلی دلم گرفت

 راستش یکی دوستام  بهم زنگ زد گفت

بیا برای تشیع پیکر یه  جانباز که از نزدیکانشان بود

وقتی رفتم وموضوع را پرسیدم گفتند:

ترکشی تو سرش بوده و اون ترکش بیست سال اذیتش می کرده

و بر اثر همین ترکش شهید شده است

وقتی دنبال جنازه حرکت میکردم از خودم خجالت کشیدم

 می دونید چرا؟

چون من حتی بعضی از وقتها از چیز کوچکی نمی تونم بگذرم.

 اما اونها(شهدا) از جونشون هم میگذشتند!

 نمی دونم چیزی عزیزتر  از چون ادم هم هست؟ 

می دونی چرا از چونشون میگذشتند؟

برای من برای تو و برای ما که ما آرامش داشته باشیم.........

اما ما برای شهدا چه کردیم؟حتی نامشان را هم نمی بریم 

بچه ها نمی خوام نصیحت کنم..

اما این حرف دلم که با کسی جز شما نمی گم

شهدا حقی بر گردن ما دارند چقدر حقشان را ادا کردیم؟

شهدا نه ملائکه هایی از آسمان که همه به آسمان رفتند.

اما من در این دنیا ماندم و نتوانستم آنها را درک کنم.....

اما هر وقت نیاز به آرامش دارم.

به گلستان شهدا میروم چون آنجا به من آرامش میده.

 حتی بعضی وقتها احساس غرور میکنم.

 چون ما ایرانیان شهدایی داریم که راهشان را پیدا کردند و رفتند

اما من و..... هنوز در این دنیای بی انتها

هفت شهر عشق را عطار گشت    ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم

یاد شهدای هشت سال دفاع مقدس بخیر

نظر یادتون نره

|+| نوشته شده توسط حامد در شنبه دوم دی 1385 ساعت 14:34 |