تبليغاتX
حرف دل
حرف دل
حرفایی از جنس بلور
زندگی پر از فرصتهای خوب

اول یه سلام گرم به همه دوستای خودم

مرسی بهم سرزدید سال همه شما هم مبارک باشه

چند وقتی که جنوب بودم هر چی کشتم یه کافی نت پیدا کنم نشد

اصلا اگه چند روز اینتر نت نیام حالم گرفته می شه دلم هم براتون تنگ میشه

تازه بعد از ۲۰روز تعطیلی انقدر زور میگه بری سر کلاس

اما چی میشه کرد باید رفت

 از اردویه ۵ روزه جنوب که خاطراتش رو دارم تایپ میکنم

وچند روز دیگه میزارم تویه وبلاگ حتما ببینید

یه داستان کوچیک یه جا خوندم که یادم میاد براتون میگم......

امیدوارم خوشتون بیاد

 زندگی پر از فرصتهای از دست رفتنی است

روزی مردی  عاشق یه دختر کشاورز میشه

میره پیش کشاورز تا اجازه خواستگاری بگیره کشاورز میگه؟

من سه گاو نر رها می کنم اگه تونستی دم یکی از این گاوها رو بگیری می تونی

با دخترم ازدواج کنی پسر بر سر تپه ای میرود و منتظر گاوها می ماند

در تویله باز شد وبزرگترین و درنده ترین گاوی که توی عمرش دیده بود بیرون دوید 

فکر کرد گاو بعدی گزینه بهتری باشد پس به کنار رفت تا گاو رفت

  دوباره در تویله باز شد  خشن ترین گاوی که توی عمرش دیده بود بیرون دوید 

فکر کرد گاو بعدی گزینه بهتری باشد پس به کنار رفت تا گاو رفت

برای بار آخردر تویله باز شد  

با تعجب لاغر ترین وضعیف ترین گاوی که توی عمرش دیده بود بیرون دوید

در جای مناسبی قرار گرفت وبر روی گاو پرید تا دمش را بگیرد

ولی گاو سوم دم نداشت.........

    نظرتون در مورد داستان چیه؟ 

|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت 13:22 |

سال نو

        

اول یه سلام خیلی گرم به همه دوستام

 

 

شرمنده که نتونستم آپ کنم

 

 

چون بعد از ۸ روز تازه یه کافی نت پیدا کردم که باز باشه

 

 

خیلی هم  حالم گرفته شده بود

 

 

ولی بازم ممنون که بهم سر زدی

 

 

کم کم یه سی پی یو با حال می گیرم هر روز آپ می کنم

 

 

عیدی که دیگه کسی بهمون نمی ده تازه باید عیدی هم بدیم

 

 

 به علت بی پولی صندوق کمک برای خرید سی پی یو

                       

 

حالا بگذریم از سی پی یو عید بهتون خوش میگذره

 

 

خوبه همین عید هست که ما بریم به دوستان،نزدیکان سر بزنیم

 

 

اصلا همین که سر زدیم دیگه راحت می شیم

 

 

 دیگه میره تا سال دیگه

 

 

راستی غیر از عید ما خونه نزدیکان سر می زنیم

 

 

  عید یه حس خوبی به آدم میده

 

 

کاشتی همه روز های سال مثل عید بود؟

 

 

همه به هم سر میزدن

 

 

از حال همدیگه خبر دار میشدن

 

 

 اما حیف که همش این یه آرزو بیشتر نیست

 

 

عید خوبی داشته باشید

 

 

نظر هم یادتون نره

|+| نوشته شده توسط حامد در یکشنبه پنجم فروردین 1386 ساعت 13:15 |