سلام شرمنده از همه عزیزام
ببخشید تا حالا گیر امتحانات افتادید میدونید که ادم وقت سر خاروندن نداره
خیلی دلم براتون تنگ شده بازم مطلب آپ میکنم
یادم رفت بگم دیروز ۱۹/۴/۱۳۸۶روز تولدم بود 

اما امتحان اونروز نمی گذاشت اصلا فکر تولدم باشم.
امتحان رو دادم با موبایلم زنگ زدم به ۵/۶تا از رفیقام که نا هار مهمون من
خلاصه ظهر یه ۵تا شدن رفتیم رستوران ناهار رو دادم اما چون دیر بهشون گفتم هدیه ....
شب رفتم خونه دیدم کسی نیست همه طبقه بالا بودن
رفتم بالا دیدم بچه ها داداشم و خواهرم همه اونجا بودن و با هم سرود تولد می خونن
بعدش هم داداشم شیرینی گرفته بود اومد اما همه گرسنه بودیم شام اماده شد شام را خوردیم
بعدشم هدیه شروع شد اما همه بهم پول دادن تا هر چی خودم خواستم بگیرم
اما شب باحالی بود کلی با خوانواده گفتیم و خندیدیم
راستی جمعه یه عده دوستام که نبودند میان یه جشن دیگه
اما امتحانات نمی گذاشت زودتر این مطلب رو بنویسم

شما چی چشن تولد من میان یا نه ؟
|
+| نوشته شده توسط حامد در شنبه شانزدهم تیر 1386 ساعت 12:49
|