|
منوی اصلی
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
مهر 1388
خرداد 1388 فروردین 1388 بهمن 1387 آذر 1387 آبان 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 مرداد 1385 خرداد 1385 جستجو
پیوندها
دهکده رویا
سید یاسمنگولی با حرفای قشنگش پخش زنده از حرم امام حسین(ع) کلام ناز دلبر(داداشم) یار همه شبهای امیدم خاتراط کلاح ظرد ملیکا و وبلاگ قشنگش ممتحن یه عالمه حرف قشنگ عشق هرگز نمی میرد(اورست) آقای علی عارفی با یه عالمه حرف نگفته کبوتر بال شکسته همیشه طرفداره عشق روز های عاشقی پویا (نوشته هایم برای تو) شعرهای ناب یاسر با وبلاگ زیبا پریسا با حرفهای قشنگ کودکانه حضرت عشق الهه باران هستی با حرفهای زیبا قاب ساز بابک با وبلاگ قشنگ someone با وبلاگ دوست داشتنی مهرداد و قابهای بلگفا الهه سامانی با دوستانه وفادار دل شکسته خواهر وبرادر خوب شیرین ترین شیرین دنیا آقا حبیب جون با وبلاگش پله پله تا ملاقات با خدا نسيم كوير يه اقا حامد ديگه زيبا ترين پنجره دنيا از مستانه وبلاگي از محمد احسان عزيز آتوسا با يه عالمه حرف قشنگ يكي از منتظران با روزهاي انتظار کربلائی سیده شکوفه بهار کنیز ابوالفضل(ع سارا با حرفهاي طلوع وصال میم مثل مادر خاطرات باور نکردني يک حاج اقا :: قالب ساز :: آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
حرف دل
حرفایی از جنس بلور خدا دوست دارم
سلام دوباره اومدم .گفتم برمیگردم.اومدم پیشت اما دوست دارم نوازشم کنی. دوست دارم یه عالمه باتو حرف بزنم. از چی بگم؟ از مریضی های مادرم.از دردهای دلم.ازعشق تو یا از درد فرداهانه نه نه چرا میگم من چرا نمی گم ما ؟ راستی مهمونی شروع شده. چند روزش هم گذشته. اما من هنوز حرف دارم ؟ تازه دارم مهمونت میشم . می خوام همیشه باهام بمونی. از پیشم نری. اصلا ازم دور نشی یا بهتر بگم نزاری ازت دور بشم اما ..... اما نمی دونم چرا این اماها پیش میاد و تو رو از من دور میکنه... پسرک قصه اینقدر صحبت کرد تا کنار جانمازش خوابش برد....
|+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت 15:52
جشن ميلاد امام زمان
سلامي به عشق به دوستاران عشق وبه ياران عشق
همه جا يه حال هواي ديگه اي داره سر هر كوچه يه پرچم زدند السلام عليك يا صاحب الزمان انگار دو باره دلها هواي وصال يار را دارد انگار دلها دوباره به دنبال كمشده شان ميگردند اما آقا امام زمان راضي است كه ما پرچم ميلاد امام زمان را بزنيم ولي نماز را نخوانيم شب ميلاد شربت و شيريني ميدهد ولي نمازش را آخر وقت ميخواند يا نمي خواند من اينها را ديده ام كه ميگويم امام زمان اين را ميخواهد؟ اينها ميخواهند ياران امام زمان شوند؟ ايا در روز ميلاد يك ربع مطالعه در مورد امام زمان مي كنند؟ يا فقط احساس و عواطف روحي خود را خالي ميكنند؟ (به احترامي به همه نشود ) ما در مقابل اينها مسئول هستيم! آمريكا با ساخت فيلم آمستردام (پيشگوي غربي)قداست امام زمان را زير سوال ميبرد اما ما هنوز در زيبايي شهر با چند عدد لامپ هستيم! اينها كم نيست اجر و پاداش دارد اما هر چيزي جاي خود را دارد بايد شناخت باشد تا بتوان شادي كرد جمله آخر من و يك شعر خدايا شناخت محبوب خودت منجي عالم را به عنايت بفرما قيامت قامت قامت قيامت قيامت ميكند آن سرو قامت مؤذن گر ببيند قامت او به قد قامت بماند تا قيامت نظر شما چیه در مورد مطلب بالا |+| نوشته شده توسط حامد در دوشنبه پنجم شهریور 1386 ساعت 21:15
|