نمیدونم گره کار کجاست؟
باید تو وجود خودم دنبالش بگردم یا توی دنیای اطرافم؟
اینکه با پیش اومدن مشکلات کوچیک و بزرگ سر راه زندگیم دچار حس سرگیجه بشم
اینکه فوری خودمو گم کنم
اینکه یادم بره کی ام و کجام
اینکه دوباره روحم توی پیچ و خم این زندگی جا بمونه و من صبر کنم تا بهم برسه
و اینکه حکمت همه ی اینها رو نفهمم و دست اخر خودم باشم و یه عالمه سوال بی جواب که توی سرم
وول میخورن
من فکر میکنم خدا میخواست یه چیزی رو بفهمم
نمیدونم چی شاید یه ضعف توی وجود خودم که باید رفعش کنم
یا اااااااا
شاید یه پله که باید ازش بال میرفتم یا شایدم یه امتحان بودیه امتحان خیلی سخت
امیدوارم تونسته باشم با موفقیت از پسش بر بیام. شما چی فکر میکنید؟
|
+| نوشته شده توسط حامد در جمعه بیست و نهم آذر 1387 ساعت 20:25
|