سلام راستی ببخشید من دیر آپ میکنم ؟
اخه سرم شلوغه حتی از خواب هم کم میارم ؟
ایروزها هوا داره سرد تر سرد تر میشه!
برگها دیگه طاقت موندن روی درخت رو ندارند!
دیگه از روزگار قشنگشون خداحافظی می کنند!
دیگه خودشون رو از موندن روی شاخه نجات می دند!
دیگه به جایی وصل نیستند!

دیگه خودشون رو به دست نسیم و باد میدند میدند!
دیگه خاطرهاشون روی درخت موندگار میشه!بس
اما من هنوز رو شاخه دنیام !
هنوز نتونستم با سرمای زندگی کنار بیام و خودمو به عشق بدم!
هنوز نمی تونم لذت پرواز توی باد رو درک کنم!
هنوز به امید اومدن خورشید رو درخت موندم!
نمی تونم خودم به سمت خورشید برم !
پس ای خدا من از موندن خسته شدم میشه منو به دست عشق بدی؟
میشه منم مثل عاشقا زندگی کنم!
پس به امید عشق خودم رو از دنیا میکنم؟؟؟؟؟
راستی شما در چه حالی هستید؟
|
+| نوشته شده توسط حامد در چهارشنبه هفتم آذر 1386 ساعت 16:29
|